تبليغاتX
فیلم دونی - La Sconosciuta
معرفی فیلمهای برتر سینمای جهان

نام: La Sconosciuta

عنوان فارسی: ناشناس (زن ناشناس)

بازيگران: kseniya Rappoport , Michele Placido , Claudia Gerini , Pierfrancesco Favino

كارگردان:  Giuseppe Tornatore

فيلمنامه: Giuseppe Tornatore , Massimo De Rita

ژانر: درام

سال توليد: 2006

محصول كشور:  ایتالیا

زمان فيلم: 118 دقیقه

رده بندی سنی: R

خلاصه داستان: ایرنا یاروشنگر زن روسپی است که سعی در اصلاح زندگی خود و برگرداندن آن به مسیری سالم و موجه دارد. او که از گذشته ی خود به شدت پشیمان است، اکنون از روی انگیزه نامعلومی که دارد در تلاش است که به عنوان خدمتکار یک خانواده جواهر ساز به نام آداچر پذیرفته شود... .

درباره فیلم:

« زندگی انقدر طولانی نیست که بشه تمام اشتباهات گذشته رو جبران کرد »

ناشناس آخرین ساخته «جوزپه تورناتوره» است. کارگردان ایتالیایی که در اواخر دهه هشتاد با ساختن فیلم "سینما پارادیزو" بزرگترین گام هنری خود را برداشت و آخرین فیلم خود را شش سال پس از ساخت فیلم قبلی خود یعنی "مالنا" بر روی پرده برد. فیلمی سرشار از تعلیق با داستانی رمز آلود و پر ابهام که با همکاری «انیو موریکونه» به عنوان آهنگساز فیلم به اثری قابل توجه تبدیل شد.

تعلیقی که در فیلم حاکم بود و حس پوچی که به خوبی به مخاطب القا میشد، ناشی از انگیزه نامعلوم ایرنا و اجبار او برای کار کردن در آپارتمان جواهر فروشان بود. تعلیقی که رفته رفته بر شدت آن افزوده میشد و سؤال های زیادی را در ذهن مخاطب بی جواب باقی میگذاشت.

فیلم دارای فلاش بک های متعددی بوده که به صورت دقیقی با زمان حال قرینه سازی شده بود و مخاطب را با خاطرات تلخ و شیرین کذشته ایرنا آشنا میکرد. از نمونه های زیبای این قرینه سازی را در سکانس بازرسی بدنی ایرنا در فروشگاه و همچنین سکانسی که ماتئو قصد ابراز علاقه به ایرنا را داشت شاهد بودیم.

اما موسیقی متن فیلم را باید برگ برنده آن دانست. موسیقی متنی که در اکثریت سکانس های فیلم حاضر و محسوس بود و در آفرینش اضطراب، دلهره و تعلیق فیلم نقش مهمی را ایفا کرد. اوج هنر موریکونه را میتوان در سکانسی که ایرنا مشغول جستوجوی قفسه هاست و ناگهان خانم آداچر سر میرسد، شاهد بود. ناشناس پنجمین همکاری «انیو موریکونه» با تورناتوره به شمار میرود.

ازجمله نقص هایی که میتوان بر فیلم وارد کرد، عدم پرداخت کافی فیلمنامه در بعضی از وقایع داستان است که از جمله این موارد میتوان به علت امضا گرفتن های ایرنا از جیا در آسایشگاه، علت جست وجوی ایرنا در زباله های خانواده آداچر و... اشاره کرد. علاوه بر عدم پرداخت فیلمنامه، در بعضی موارد شاهد گره گشایی های کودکانه و حتی بلکه احمقانه ای نیز در فیلم بودیم؛ سکانسی که ایرنا رمز گاوصندوق خانواده آداچر را به وضوح از سوراخ در اتاق میبیند از جمله این موارد بود. همچنین سکانسی که ایرنا به بهانه سر زدن به ماشین لباس شویی مشغول جست و جو در قفسه ها شد، از زمانی که خانم آداچر از راهرو به سمت این اتاق می آید، به بدترین شکل از لحاظ زمان بندی، سر هم بندی شد و به نمایش در آمد که البته هیجان مفرطی را به مخاطب القا کرد.

فیلمنامه در شخصیت پردازی ها ظاهراً بی نقص بود اما در مورد تیا دخترک هفت هشت ساله خانواده آداچر اندکی ضعیف عمل کرد. پیش از آنکه سکانسی از تیا را شاهد باشیم، از زبان خدمتکار خانه آنها _جیا_ مطلع شدیم او دخترکی است با بیماری ایمنی؛ با کوچکترین ضربه و آسیبی بدنش کبود میشود و یا دچار خونریزی میشود؛ او آنچنان ضعیف است که توان دفاع از خود را ندارد و دائم در مدرسه مورد آزار همکلاسی هایش قرار میگیرد. در اولین سکانس از تیا، شاهد بودیم که ایرنا به طور اتفاقی با تیا برخورد میکند و در اثر اصابت ضربه به سر تیا، او خون دماغ میشود. اما اندکی بعد سکانس هولناکی را شاهد هستیم؛ ایرنا به طرز بیمار گونه ای قصد دارد که به تیا بیاموزد که چگونه از خود در برابر دیگران دفاع کند، دست و پای او را طناب پیچ میکند و او را ابتدا بر روی تخت خواب و سپس بر روی پارکت خانه پرتاب میکند و او را مجبور میکند که بدون کمک او بلند شود و بایستد. اما سؤالی که در اینجا مطرح میشود این است که چطور کودکی که با کوچترین ضربه ای دچار خونریزی میشود با ضربه های مهلکی که به سرش وارد میشود، کوچکترین آسیبی نمیبیند و فقط دست راستش به خاطر طناب پیچ شدن اندکی دچار کبودی میشود. البته هنر تدوینگر فیلم را در این سکانس نباید نادیده گرفت که با برش های متعدد و فلاش بک به خاطرات گذشته ایرنا _که ماهرانه قرینه سازی شده بود_ یکی از تأثیر گذازترین لحظات فیلم را آفرید.

ضعف فیلم در فیلمنامه باعث شد که این فیلم نتواند نمره قابل توجهی را از منتقدان کسب کند و حتی به عنوان نامزد اسکار بهترین فیلم خارجی زبان هم انتخاب نشود. اما از منظر دیگر باید به تورناتوه تبریک گفت که توانسته است فیلمی را بسازد که مخاطب در نگاه اول به این فیلم همه ی رخدادها و وقایع داستان را باور کند؛ این خود موفقیت بزرگی است.     

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 23:40  توسط مازیار   |