تبليغاتX
فیلم دونی - Gran Torino
معرفی فیلمهای برتر سینمای جهان

نام: Gran Torino

بازيگران:Clint Eastwood, Bee Vang, Ahney Her, Christopher Carley

كارگردان: Clint Eastwood

فيلمنامه: Nick Schenk, Dave johannson

ژانر: درام

سال توليد: 2008 (اکران در 12 دسامبر)

محصول كشور: امریکا

ناشر:  Warner Bros Picture, Village Road Show Picture

زمان فيلم: 116 دقیقه

رده بندی سنی: R (برای خشونت)

خلاصه داستان: والت کواسکی (کلینت ایستوود) پیر مردی است که به تازگی همسر خود را از دست داده و به تنهایی در محله ای زندگی میکند که دیگر تبدیل به محل سکونت مهاجران آسیایی امریکا شده است. او در دهه ی پنجاه در کره به عنوان سرباز جنگیده است و حالا تنها دلخوشی اش یک سگ پیر و ماشین فورد گرن تورینو مدل 1972 است. در همسایگی این پیر مرد غرغرو  به تازگی یک خانواده ی کره ای ساکن شده اند که این امر اصلاً برای او خوشایند نیست. تائو نوجوان این خانواده تنها مرد خانه است که از طرف خواهر بزرگترش ، مادر و مادر بزرگش مقبولیتی ندارد. روزی پسر عموی تائو که سردسته ی یک گروه تبهکار است تائو را تحریک میکند که ماشین گرن تورینوی پیرمرد همسایه را سرقت کند و تائو نیز به طرز ناشیانه ای اقدام به دزدی گرن تورینو میکند اما... .

درباره فیلم:

گرن تورینو آخرین ساخنه ی کلینت ایستوود ، سیر تحولات رفتاری یک پیرمرد نژاد پرست را نشان میدهد که چگونه به حامی و ناجی خانواده ای کره ای تبدیل میشود و نقش یک قهرمان را برای آنها ایفا میکند؛ پیرمرد منزوی که با فرزندان و نوه های خود به سردی رفتار میکند ولی به انسانی تبدیل میشود که تنها هدفش آرام کردن اوضاع همسایه های کره ای اش است و خود را مسئول سروسامان دادن به امور آنها میداند؛ پیرمردی که حاضر نبود هیچکس (حتی فرزندان و نوه هایش) کوچکترین کمکی به او کند اکنون حاضر است برای جابه جا کردن یخچالش منت پسر همسایه را هم بکشد؛ او شخصی است که به راحتی قانون شکنی میکند و در برخورد با تبهکاران و اوباش محله هفت تیر میکشد. او در پاسخ به این که چرابرای رفع مشکلت از پلیس کمک نمیخواهی میگوید در کره هنگامی که دشمن از مرز رد میشد فرصت خبر کردن پلیس را نداشتیم.

در اولین سکانس، والت کواسکی را پیرمردی عصا قورت داده، خشک و بی روح میبینیم که با نفرت به نوه اش _که از طرز لباس پوشیدن او نا خشنود است_ مینگرد. در ادامه نفرت و انزجار بیشتر در چهره اش نمایان میشود؛ خرخری که از روی خشم از گلویش شنیده میشود او را به سگی پیر شبیه کرده و فحش های رکیکی که او به اطرافیانش نثار میکند تا حدودی خشم مخاطب را برمی انگیزاند. اما به تدریج شاهد تحولات رفتاری او هستیم. نوع نگاهش تغییر میکند، کارهایی را انجام میدهد که هیچگاه آنها را انجام نمیداده و قوانینی را زیر پا میگذارد که همیشه بدانها پایبند بوده و چه کسی زیباتر از کلینت ایستوود میتوانست این نقش را ایفا کند.

نقطه ی عطف داستان را در سکانسی شاهد هستیم که آدم بدهای داستان میخواهند تائو را به زور همراه خودشان ببرند که ناگهان سروکله ی قهرمان پیدا میشود و آدم بدها را فراری میدهد.

کلینت ایستوود بعد از حدود پنج سال که از آخرین بازی او در فیلم  millionen Dollar Baby میگذرد اکنون در سن 78 سالگی برای آخرین بار (به گفته ی خودش) در فیلم گرن تورینو در مقابل دوربین قرار گرفت و به همگان ثابت کرد در این سن و سال نیز همچنان فوق العاده عمل میکند. او اکنون مشغول ساخت فیلم  Human Factor با بازی مورگان فریمن است.

چیزی که گرن تورینو را درخور توجه میکند پایان غیر قابل پیش بینی و البته غیر کلیشه ای آن است که با چاشنی موسیقی متن عالی آن (ساخته ی پسر ایستوود) به تأثیر گذاری آن افزوده شد. ذکاوت ایستوود، برش های به موقع و تدوین خوب فیلم سبب شدند تا مخاطب پیوستگی خود با فیلم را از دست ندهد و حال سؤال من این است که چرا چنین اثر در خور احترامی از طرف آکادمی اسکار 2009 مورد کم مهری قرار گرفت و حتی در یک رشته هم نامزد دریافت جایزه اسکار نشد؟

در آخرین سکانس فیلم که فصل عنوان بندی پایانی نیز در آن است، لانگ شاتی از دریای بی کران و ماشین های در حال عبور از جاده ی کنار دریا را میبینیم؛ موسیقی دلنشینی نواخته میشود و فیلم پایان می یابد. تا مخاطب با دیدن آرامش دریا به آرامش حاکم شده بر اوضاع پی ببرد و این بود هنر کهنه کارگردان سینمای هالیوود، کلینت ایستوود. 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 1:10  توسط مازیار   |